گنج

شمارهٔ ۷۹۶

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیه: ادم۷ بیت
من ز غمت خرم و به یاد تو شادمدرد تو دارم که هیچ درد مبادم
تا ورق روی تو مطالعه کردمهرچه بخواندم همه برفت ز یادم
قصه سوز درون خویش بمردممردم و چون شمع در میان ننهادم
تا نبرد بوئی از تو باد صبا نیزاز دل پرخون چو غنچه لب نگشادم
روی تو دیدم شبی در آینه جامجام می از دست و من ز پای فتادم
سعی نمودم به پای بوس نو عمریبا همه جهد آن مراد دست ندادم
از تو کمال شکسته جز تو نخواهدزانکه مرید توأم من و تو مرادم