گنج

شمارهٔ ۷۷۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ونمیکنم۷ بیت
گفت دلدارم که از هجران دلت خون می‌کنمگفتم ار خون شد ورا از دیده بیرون می‌کنم
نیست با بارم خلافی غیر از این مقدار بسگر بلا کم می‌کند من ناله افزون می‌کنم
گر که او شیرین شود من می‌شوم فرهاد اوگر که او لیلی شود من کار مجنون می‌کنم
گر که با ما بر سر بی‌مهری و کین هست چرختکیه بر لطف و عطای ذات بی‌چون می‌کنم
در پی کشف حقایق با سری پرشور و شوقسپر در دامان کره و دشت و هامون می‌کنم
با تلاش و کوشش اندر راه کسب علم و فضلخویشتن را بی‌نیاز از گنج قارون می‌کنم
مار اگر افسون شد و با ورد می‌گوید کمالاژدهای نفس را یک ورد افسون می‌کنم