گنج

شمارهٔ ۷۷۱

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: یرم۷ بیت
اگر من از عشق آن دو رخ میرمای گل روضه دامنت گیرم
کاشی سازند از گلم مرغیبا کمان ابرونی زند تیرم
دیدم آن رخ بخواب خوش سحریبخت و روز نکوست تعبیرم
پیش رو ار نشانیم چون زلفباید اول نهاد زنجیرم
شد سپیدم چو شیر موی و هنوزبابت طفل چون می و شیرم
حرص پیران فزون بود به بتاندر گذر ای جوان که من پیرم
پیش خط لب گشود و گفت کماللطف تحریر بین و تقریرم