گنج

شمارهٔ ۷۷۰

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ریم۷ بیت
گر گذاری که با تو در نگویمخاک پایت به چشم ها بخریم
تا ببوسیم آستان تراحلقه حلقه نشسته گرد دریم
گر غرامت ستانی از انصافسر و دیده نهاده در نظریم
گفته بک شیم ببر سوی خویشما از آن کوی جان چگونه بریم
اختری چون تو گر به ما گذردبه بلندی از آسمان گذریم
کیشت از تیر شد تهی دل پرپر دلی بین که جمله را سپریم
گرچه آتش زدی به جان کمالدر محبت هنوز نیزه تریم