شمارهٔ ۷۶۸
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: برکنم۷ بیت
گر دهد دستم کز آن عارض نقابش بر کنمبوسه دو از رخ چون آفتابش بر کنم
تلخ گردد کام عیش من چو دندان طمعاز لب شیرین چو حلوای نباشه بر کنم
پیش چشم من مقابل جز خیال روی دوستهر که زد خیمه همه میخ و طنابش بر کنم
سرو را پیش قد او باغبان گر بر نکندو من روم با چشم گریان تا به آبش بر کنم
نرگس ار گوید مثال غمزه اش دیدم به خوابدر نظرها چشم مست تیم خوابش بر کنم
تا حدیث اوست نقل مجلس پیر مغاندل کجا یک لحظه از نقل و شرابش بر کنم
گر شود مطرب خمش با او چو می نوشد کمالبشکنم چشم نی و گوش ربابش بر کنم