شمارهٔ ۷۳
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رازمندریغداشت۷ بیت
آن نور دیده یک نظر از من دریغ داشتتیری ز غمزه بر جگر از من دریغ داشت
میشد نکو به زخم دگر زخم سینه امدردا که مرهم دگر از من دریغ داشت
او دانه درست و منش مشتری دریغ کردکان در رقیب بد گهر از من دریغ داشت
روشن نگشت شانه چشمم به صد چراغتا خاک کوی و کرد در از من دریغ داشت
از خاک پاش بود خیر باد صبح راسردی نگر که این خبر از من دریغ داشت
وصل خود ار چه داشت ز کم طالبان دریغطالع نگر که بیشتر از من دریغ داشت
نام کمال طوطی شیرین سخن نهادوین طرفه کان دو لب شکر از من دریغ داشت