شمارهٔ ۷۲۴
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ارهم۷ بیت
دل برفت از دست ما تنها نه دل دلدار همسینه از داغ جدانی خسته و انگار هم
آخر آمد روز وصل و روزگار عیش نیزچشم خوابانید بخت و دولت بیدار هم
گر بگویم پیش باران درد بی باری خویشبر من بیدل بگرید بار هم اغیار هم
بیوفانی بین کزو جز پرسشم امید نیستخاطر باری نمیجوید بدین مقدار هم
گر برنجاند مرا بسیار تر از دیگرانهم نرنجم بلکه دارم منت بسیار هم
تا غم و اندوه او غمخوار و مونس شد مرافارغ و آسوده ام از مونس و غمخوار هم
با رخ او مهر پنهان چند میورزی کمالکاین سخن در کوی شد مشهور و در بازار هم