شمارهٔ ۷۱۱
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اهخودنمیدانم۷ بیت
چرا رنجید یار از من گناه خود نمی دانمچگونه پاک سازم باز راه خود نمی دانم
اگر ند گریز افتد مرا از جور چشم اوبجز در سایه زلفش پناه خود نمی دانم
به سوی او گرم چون آب و آتش قاصدی بایدچنین قاصد برون از اشک و آه خود نمی دانم
بمه دیدن کسان را هست عید و شادمانیهامرااین عید کی باشد بماه خود نمیدانم
پری رویان همه جسمند و او نورو درین دعویز روی دوست روشنتر گواه خود نمی دانم
مرا در جنت اعلی قرار دل کجا باشدکه جز خاک درش آرامگاه خود نمی دانم
اگر گوید کمال از خاک راه ماست هم کمترمن این بی حرمتی جز عز و جاه خود نمی دانم