شمارهٔ ۶۶۹
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: ل۷ بیت
ای ورق گل بهشت از رخ نازکت خجللعل لب تو غنچه را کرده به خنده منفعل
تا نگرفت از رخت نسخة مصور صباصورت گل به هو ورق بر نکشه از آب و گل
من به هوای قامتت عمر دراز یافتمزانکه همیشه کرده ام کسب هوای معتدل
بر درت آتش دلم رفت و بر گرفت دانگر نرود به گرد آن آب دو دیده متصل
چشم تو چون کشد مرا نو به حلی طلب کنیگر نکشد دوبارهام نیست به دوستی به حل
چون نرسیده رشته عمر به دور وصل تومنت او چه میکشم گو اجلش ز هم گسل
دی به کمال گفته دل بر ما بیار و جانسوی خودم نما رمی تا بروم به جان و دل