گنج

شمارهٔ ۶۳۶

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: اریدش۸ بیت
شوخی که کشد عاشق نزدیک من آریدشگر خون من از شوخی ریزد بگذاریدش
من که آن روز کز خشم به کف تیغیگونی بر قیبانت بر بسته بیاریدش
تخمی که ازو روید درد و غم دلداریتن خاک کنید آنگه در سینه بکاریدش
دارم هوس خالش گوئید به آن لبهامن خاکم و او دانه با من بسپاریدش
ما هست اگرش افتد میلی به بلندیهابر بام دور چشم من گیرید و بر آریدش
تعلیم دهیمه کینش باز از حسد و او راسازم به شما دشمن با دوست نداریدش
گر نقش کف پایش بر آب توان بستنحیف است به خاک ره بر دیده نگاریدش
با آنکه کمال آمد پیشش ز خمی کمتردر چشم رقیب از خس کمتر مشماریدش