گنج

شمارهٔ ۶۳۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ایش۷ بیت
سرو دیوانه شدست از هوس بالایشمی‌رود آب که زنجیر نهد بر پایش
داشت از آب چو گل آینه در پیش جمالآب شد آبنه از شرم رخ زیبایش
پیش من قصهٔ عاشق‌کشی او مکنیدترسم این بشنوم از دل برود غم‌هایش
گر برند از پی سوداش سر من چو قلمبر تراشم سری از نو بکنم سودایش
دهنت دزد دل ماست به او پنهانیا گر زبان تو یکی نیست به ما نمایش
زیر پا نا نشود خار رهت خسته ز منکرده ام چون مژه بر دیده روشن جایش
گفته بی رخ ما کار تو صبرت کمالاین نمی آید ازو کار دگر فرمایش