گنج

شمارهٔ ۶۳۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: وش۷ بیت
زهی کشیده کمان ابروی تو تا بن گوشدمیده سبزة خطت به گرد چشمه نوش
رخ تو شمع شبستان عشق و ما در تابلب تو چشمه آب حیات و ما در جوش
کنون که شمع جمالت چراغ حسن افروختدگر به طرة مشکین رخ چو ماه مپوش
در آب دیده بدم غرقه دوش تا به میانگذشت در غمت امروز آبم از سر دوش
کجاست مطرب و ساقی و جام می کاین دمبرآرد از دل مستان صلای نوشا نوش
نهادم از سر مستی عنان تقوی راز دست نرگس مست به دست باده فروش
اگر چه در خوشاب است گفت های کمالولی چه سود که هرگز نمی کنی در گوش