گنج

شمارهٔ ۶۳۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یش۷ بیت
رفتی ز برم عاقبت ای شوخ جفا کیشاز دیده برفتی و نرفتی ز دل ریش
در هجر تو چندانکه بدیدیم ز گریهجز اشک ندیدیم که کاری رود از پیش
گرمی نگذاری که سر زلف تو گیرمبگذار که چون زلف تو گیریم سر خویش
چندان که به گل خاطر بلیل نگرانستدارم به جمالت نگرانی من از آن بیش
دی کردم از آن غمزه شکایت به لب او گفتداری هوس نوش مرنج از الم نیش
تا کی کئی اندیشه آزار دل ماا ی مرهم جانها زدل ریش بیندیش
بر جان کمال این همه بیداد نو تا کیشاهان نه پسندند ستم بر دل درویش