گنج

شمارهٔ ۶۳

من طلب کردم وصالت روز و شبیافتم اینکه به حکم من طلب
حلقه قلعه گشای من قرعبر دلم بگشاد درهای طرب
از مدینه شمع گیرید و چراغچند می آرید قندیل از حلب
کعبه جان را زد آتش عشق سوختدر تب بن تن صد بولهب
یعنی از ما عشق آموزید عشقچند خواندن بی ادب علم ادب
از کتاب عزّتست این انتخابگر اصولی داری اینک منتخب
در عجم فتح سخن کردی کمالفاتح ابواب المعانی فی العرب