گنج

شمارهٔ ۶۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ربسوخت۷ بیت
آبی کجاست کآتش عشقم جگر بسوختوین برق جانگداز همه خشک و تر بسوخت
مرغ سپیده‌دم که خبر داد از تواماکنون نمی‌دهد مگرش بال و پر بسوخت
باید که شمع را نرسد باد و آتشیپروانه ضعیف چه باشد اگر بسوخت
بازم بسوخت آتش هجران نو جگردیدی چگونه سوخت به بادی دگر بسوخت
دوشم بگوشه نظری کردهای عزیزنازک دل عزیز تو بر ما مگر بسوخت
گفتم که سوز آتش دل کم شود به اشکاین سوز کم نگشت از آن هم بتر بسوخت
می سوخت بار شیع گدازان و پس کمالاز شمع اندکی و ازو بیشتر بسوخت