گنج

شمارهٔ ۶۲۷

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ینش۷ بیت
دارد به سجده شبها به روی بر زمینیبنگر که نور طاعت می تابد از جبینش
در حسن دارد آنی از لطف هم دهانیچندانکه باز جونی آن هست و نیست اینش
آن لب به آستین ها چون پاک کردینقل و شکر شد آنجا ریزان ز آستینش
از می دانی چراست همدم خال و خطش به لبهاو برخاستند او را بردند عقل و دینش
میکرد جان عاشق بر دلبران گرانیبگذاشتند او را بردند عقل و دینش
بی تو کجا بت چین یک جا قرار گیردگر دست و پا ببندند صورتگران چینش
خون کمال گفتی ریزم به خاک این درجا در بهشت سازد گر می کشی چنینش