گنج

شمارهٔ ۶۱۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انبپرس۷ بیت
گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرسگفتمش نام لبت گفت این حدیث از جان بپرس
گفتمش باری نشانی زان دهان با من بگویزیر لب خندان شد و گفت از گل خندان بپرس
گفتمش دلها که دزدید آن همه شب با چراغخال و خط بنمود و گفت اینها ازین و آن بپرس
گفتمش در پای تو غلطان سرم چون گو چراستگفت با زلفم بگو یعنی که از چوگان بپرس
گفتمش بر سینه ریشم هزاران زخم چیستگفت گو با غمزه ام یعنی که از پیکان بپرس
گفتمش در غارت چشمان دلم بردی اسیرگفت اگر خواهی نشان آن ز ترکستان بپرس
گفتمش چون پی برد اندر سر زلفت کمالگفت با باد صبا شو راه هندستان بپرس