گنج

شمارهٔ ۵۸۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ار۷ بیت
عاشق کند مشاهده حق بروی یارباری چنان طلب کن و عشقی چنین بیار
بیچاره غافلان که ندارند درد عشقمشغول گشته اند به تضییع روز گار
گر نیست در درون تو سوزی بسان شمعباری برون ربا بود این اشک را میار
تو جان خود بخود نتوانی نگاهداشتدلدار خود بجوی و روانی بدو سپار
چون صبح در هوای تو جان میدهم بصدقبا همدم چنین بصفت همدمی بیار
گویند کشتگان محبت نمرده اندمن میرم از برای تو روزی هزار بار
بویی چو برده ای ز گلستان معرفتزنهار ای کمال قناعت مکن به خار