شمارهٔ ۵۷۵
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اببسیار۸ بیت
چشم تو که داشت خواب بسیارلب داشت به او شراب بسیار
آن غمزه که مست از این شراب استاز جگرم کباب بسیار
هرگز نشود دو چشم تو سیراز ناز پر و عتاب بسیار
بی عشق قبه را چه سودستبا دانش کم کتاب بسیار
گر کشتن عاشقان ثواب استتو بافتة ثواب بسیار
تا پای ببوسمش به رفتنای عمر مکن شتاب بسیار
پیش دو رخ تو سیب سیمینشیرین شد از آفتاب بسیار
از دوری عارض و لبت رفتناز چشم کمال آب بسیار