شمارهٔ ۵۷۴
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ار۷ بیت
چراغ عمر ندارد فروغ بی رخ پارکراس زهره که بیند طلوع انور یار
حدیث عشق مگو جز به رند باده پرستکه اهل زهد ندانند سر این اسرار
از علم زهد گذر دست از آن بیر و بشویکه سر حجاب را تست مخامه خود دستار
تو گر ز مستی و هستی ز حمله بیخبریبنوش جام می عشق تا شوی هشیار هزار
بروی دوست نه تنها من و تو حیرانیمبلیل مستند اندر این گلزار
ز کوی عشق مرو سوی کعبه اسلام اضامکه هیچ کار نیاید ز صورت دیوار
اگر کمال بسوزد ز عشق نقصان نیستبه سوختن نرود زر سرخ را مقدار