گنج

شمارهٔ ۵۳۷

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: تینرسید۷ بیت
هدایه خواندی و هیچت هدایتی نرسیدعناه کشید و زآن سو عنایتی نرسید
از خوان علم که پر نقل حکمت است ترابرون ز نقل حدیث و روایتی نرسید
به گوش نهادی شبه نزول و همینز لحن غیب بگوش تو آبتی نرسید
ترا چه سود بروز جزا و قابه و جزوچو از وقابة عفوش حمایتی نرسید
ندیده دیده بینا بابت این راهبه هر مکاشفه تا در نهایتی نرسید
از سالکان خبری یافتم بغایت راستکه یک رونده درین ره بغایتی نرسید
از آن دهان که «ذو العلم» لفظ اوست کمالبگوش حرف شنو جز حکایتی نرسید