گنج

شمارهٔ ۵۳۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امشد۷ بیت
وقتی مرید بود دل اکنون غلام شدزلف بنی گرفت و گرفتار دام شد
صوفی ز عشق باره برندی گرفت ناماز ننگ زهد رست و بدین نیکنام شد
چشمم به آرزوی تماشای زلف تستچون چشمه روزه دار که مشتاق شام شد
لبهای تشن پرور نو نا ز دیده رفتآبم به حلق و خواب به مژگان حرام شد
گر غم بکند از چمن دل صنوبرشدر جان خیال قد تو قائمقام شد
مه را که کوس حسن بر افلاک میزندتو دیر زی که نوبت او هم تمام شد
نازک سخن بوصف لب او شدی کمالطوطی شکر شکست که شیرین کلام شد