گنج

شمارهٔ ۵۲۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اد۷ بیت
نام به بردم شبی روی توام آمد به یادذکر شب کردم دل از مه با سر زلفت فتاد
دیده چون نقش صنوبر بست با خود در خیالقدت آمد پیش چشم و در برابر ایستاد
گر نمائی با دو دال زلف وفد چون الفهر کجا در عشق مظلومیت باید از تو داد
دور باد از دال زلفت دست ما سودانیانتاکسی انگشت بر حرف نو نتواند نهاد
گفته بودی چون کنی یادم شود درد نو کمتا چنین کردم که گفتی آن زیادت شد زیاد
بود در عشقت مراد دیده و دل خون شدنهر دو را الحمدلله در کنارست این مراد
تا بدوزد با خیالت دیدهٔ گریان کمالیک به یک دوشینه سوزنهای مژگان آب داد