گنج

شمارهٔ ۵۲۵

نام مَه بردم شبی روی توام آمد به یاددر دل شب حلقهٔ موی توام آمد به یاد
در نماز عشق پیش قبله رخسار توسورهٔ نون خواندم ابروی توام آمد به یاد
وصف اغلال و سلاسل خواندم اندر آیتیاز گرفتاران گیسوی توام آمد به یاد
اشک را دیدم به سر غلتان میان خاک و خونکشتگان چشم جادوی توام آمد به یاد
زاهدی می‌کرد روزی وصف رضوان و بهشتاز مقیمان سر کوی توام آمد به یاد
چون شنیدم ذکر طوبی گه بلند و گاه پستاعتدال سرو دلجوی توام آمد به یاد
می‌گشودم همچو گل اوراق دیوان کمالبوی جان آمد از آن بوی توام آمد به یاد