شمارهٔ ۵۲۴
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انیچند۷ بیت
می برند از تو جفا بی سرو سامانی چندچند ریزی به خطا خون مسلمانی چند
کشور حس بتان کرد پریشان سر زلفکه نخوردند غم حال پریشانی چند
رفته پیکان تو در سینه و خون آمده گیرخود چه آید ز دل و دیده گریانی چند
از رخ آویختهای هر طرفی زلف بخمتا بری گوی دلی چنه به چوگانی چند
بی منت رفتنه گلزار چه دامن گیرستپاره گیر ای گل نورست گریبانی چند
زاهدان فایده عشق ندانند که چیستنکند فایده این نکته نادانی چند
می کشیدی ز جگر تیر تو یک روزی کمالبافت در آتش دل تافته پیکانی چند