شمارهٔ ۵۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: یرا۷ بیت
یار بگزید بی وفایی رارفت و ببرید آشنایی را
همه غمها جدا جدا بکشمجز غم و غصه جدایی را
شنی لله مرا ز روی نکوستمن نکو می کنم گدایی را
خانه را گر نباشد از تو چراغچکند دیده روشنائی را
زاهد از شهر عشق رخت کشیدعقل بینید روستانی را
بر تو از دست نارسایی ماستکه گزیدیم پارسایی را
گفتمش خاک راه تست کمالگفت بگذارخودستائی را