شمارهٔ ۴۹۲
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انستکهبود۶ بیت
گر قرار تو به دلها نه چنانست که بودعهد ما با غم عشق تو همانست که بود
میل دل با رخت امروز به نوعی دگرستتو مپندار که زآنسان نگرانست که بود
گر سر زلف تو از پای در افتاد مرنجپایه عزت او برتر از آنست که بود
مشنو از خط که بنسخ رخت آمد در کارکان لعل است و همان راحت جانست که بود
سر سودا زده من که سر زلف تو داشترفت بر باد و هنوزش سر آنست که بود
گلشن عمر تو هر باد فنا رفت کمالهمچنانت هوسی لاله رخانست که بود