گنج

شمارهٔ ۴۸۷

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: یبباشد۷ بیت
اگر درد تو از حبیب باشددرد سرت از طبیب باشد
ما را چه غریب شهر خوانیعاشق همه جا غریب باشد
أهم مشنو که گل پریشاناز ناله عندلیب باشد
یارب که بر آن در از گدایانمن باشم و با رقیب باشد
شایسته گوش واعظ ماآواز خوش خطیب باشد
گوید به تو بار باشم از دورخواهیم که عنقریب باشد
با بار رسی کمال روزیاز عمرت اگر نصیب باشد