شمارهٔ ۴۸۲
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ند۷ بیت
گر به سنگ سنمم عشق تو دندان شکنددل ز لبهای تو دندان طمع بر نکند
آنچنان ساده رخی داری و لغزان که بروگر نشیند مگسی افتد و پایش شکند
چون به قانون نظر وصل بتان ممکن نیستبی تو دل صبر ضروری چه کند گر نکند
زاهد از گریه گره انداخت مصلی بر آبعاشق روی تو سجاده در آتش فکند
کتم از مگس خال تو بس کر پس مرگعنکبوت آید و بر خاک مزارم بتند
عقل فرهاد برفت از لب شیرین ورنیهیچ کسی جو به لب چشمه حیوان نکند
گر شود آگه از استادی آن غمزه کمالپیش او ساحر بابل رضی الله بزند