گنج

شمارهٔ ۴۸۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اجوید۱۲ بیت
گر آن به در زکاة حسن مسکین تر گدا جویدچو من گم گشت اویم بگوئیدش مرا جوید
چو از صد مبل روشن کرد خاک پای اوچشمکشم مبلش صد اور دیگر که دیگر نوئیا جوید
نشانی در رخ و لبهاش خواهد یافت می دانمگر از باران پس از کشتن کسی خون مرا جوید
سر زلف تو آشوب دل است و لب بلای جانمرا دل خواهد آن آشوب و جان هم آن بلا جوید
چو بر پروانه حال شمع از شمع است روشن ترهمه شب با چراغی چون طلب دارد و را جوید
دلا کم جوی وصل او که درویش بزرگی جویهلاک جان خود خواهد چو قرب پادشا جوید
خطت خواهد که انگیزد غبار که از هر سوولی آنینه رویت ازو هر دم صفا جوید
خوشا جائی که چون گرد تنت در بر میانت رادمی از پیرهن پرسد زمانی از با جوید
بدل گم کرده می گوید که پیش من چه می جونیدل اینجا کرده مسکن گم بگو آخر کجا جوید
چه نرسانی و تبرم کز هوا آید سوی جانهاکه آن دولت هوا خواهان خود را از هوا جوید
چرا بر مطالب وصل تو جوید عبیجو نکتهتونی مطلوب مشتاقان را مانده گرا جوید
کمال آن غمزه خونت ریخت چون کردی به او بازینیودت باد پنداری که نصاب آشنا جوید