گنج

شمارهٔ ۴۷۷

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انبرسد۷ بیت
کدام ناز و تنعم به ذوق آن برسدکه بوی بار به باران مهربان برسد
دلی که بی در وصلش میان بحر غم استامیدوار چنانم که بر کران برسد
زهی خجسته زمانی و وقت میمونیکه از تو مژده وصلی بگوش جان برسد
قدم به کلیه ما رنجه کن شبی ای ماهکز آن شرف سر عاشق به آسمان برسد
ز دولت تو همین آبرو بی است مراکه بر جبینم از آن خاک آستان برسد
هنوز مهر سگانت ز دل برون نکنماگر ز زخم تو در دم به استخوان برسد
کمال روز ملاقات دوستان گونیچو بلبلیست که ناگه به گلستان برسد