گنج

شمارهٔ ۴۶

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اییرا۷ بیت
گر بری چون سر زلف این دل سودایی رابا پای بوس تو کشد این دل شیدایی را
من ازین در نروم زانکه بجانی نرسدهیچ‌کاری به طلب عاشق هر جایی را
روی ننموده گرفتم که روی از بر مابه کجا می‌بری این خوبی و زیبایی را
چه ورنها که کهن کرد به دفتر گل سرختا بیاموخت ز رویت چمن‌آرایی را
خار مژگان منگر پای بنه بر سر چشمکه زیانی نرسد از مژه بینایی را
روی زاهد نکند آرزو این چشم نرممیل خشکی نکند مردم دریایی را
در نگیرد دمت ای ناصح دانا به کمالتا بر آتش ننهی دفتر دانایی را