گنج

شمارهٔ ۴۵۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: بباشد۷ بیت
شب که در خلوتم آن شمع شکر لب باشدخواهم از بخت که روزم همگی شب باشد
گه گه از حسرت آن لب که بوسم لب جامجامم از خون دل و دیده لبالب باشد
گر شفا خواهد از آن لب دل بیمار مرنجهرزه گوید همه آن خسته که در تب باشد
بر رخ از دود دل ماست مرکب خط بارگر نداند دگری جهل مرکب باشد
سر زلف تو به یاد آرم و بارم در اشکدر شب تیره که آمد شد کوکب باشد
از رقیبان چو عقرب ز درت خواهم رفتگرچه خوش نیست سفر به که به عقرب باشد
چه عجب گر نظر لطف تو باشد به کمالروح را نیز نگاهی سری قالب باشد