گنج

شمارهٔ ۴۴۳

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابرود۷ بیت
ز ماهتاب جمالت ز ماه تاب رودچه جای ماه سخن هم در آفتاب رود
تو آن دری که از پیش نظر اگر برویمرا ز دیده گریان در خوشاب رود
مکن به خونه دلم چشم سرخ زآنکه کسیطمع نکرد به خوتی که از کباب رود
بحسرتت نگرم سوی گل ولی به سرابز جان تشنه کجا آرزوی آب رود
کشیدم از نو جفای جهان که می دانستکه بر من از ملک رحمت این عذاب رود
چو رفت در سر او سر نو هم برو ای جانکه با تو نیز نباید که این عتاب رود
کمال چشم تو گر میپرده شب هجرانخیال خواب چنانش بزن که خواب رود