شمارهٔ ۴۳۷
از آن میان هیچ اگر نشان باشداین خبر هم در آن دهانه باشد
گر میان باشد شه بزیر قباخرقة بنده در میان باشد
وره دهان گویمش که هست آن نیزسخنی از سر زبان باشد
دل ز سرو روان او زنده استهمه کس زنده از روان باشد
گو برو جان و جا به او بگذارکه مرا او بجای جان باشد
عقل گفت لر به حسن آنی هستآن قد و ابروی فلان باشد
این چه جای تأمل است کمالالف و نون برای آن باشد