شمارهٔ ۴۳۶
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انبود۷ بیت
زآن پیش که جان در تتق غیب نهان بودعکس رخ دلدار در آئینه جان بود
از خواب عدم دیده دل نا شده بیداردر دیده و دل نقش خیال تو عیان بود
آن دم که نبود از دل و جان هیچ نشانیبر چهره عشاق ز داغ تو نشان بود
هر نقش که از کارگاه غیب بر آمدبردیم گمانی که تو آنی نه چنان بود
با حلقه گیسوی تو شوریده دلانراهر حال که در کعبه به بتخانه همان بود
عشق از طرف بار پدید آمده از آغازمعشوق شنیدی که به عاشق نگران بود
در پای تو جان داد کمال وز جهان رفتالمنة لله که تمنای وی آن بود