شمارهٔ ۴۰۶
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ونکمکند۷ بیت
دل که از درد تو پر شد ناله را چون کم کندمرهم و درمان کجا این درد افزون کم کند
از خروش کشتگان گر زحمتی باشد تراغمزه بیمار را فرمای تا خون کم کند
آب چشمم کم نشد چندانکه مژگان بر گرفتکس به پرویزن چگونه آب جیحون کم کند
با دو صد گنج و گهر گر کردمت قیمت مرنجمشتری نیز از بهاری در مکنون کم کند
گر بمن بوسی ببخشی کم نگردد زان جمالبا زکات کی گدا از گنج قارون کم کند
رشکم از زاهد نمی آید که گه گه بیندتطبع ناموزون چو میل شکل موزون کم کند
گر چو شمع خلونت سوزد زبان مگشا کمالنصه سوز درون عاشق به بیرون کم کند