گنج

شمارهٔ ۴۰۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: وختهباد۶ بیت
دل گرمم ز تو بر آتش غم سوخته بادآتش عشق تو در جان من افروخته باد
جان که خو کرده به تشریف جفاهای تو بودچون تو رفتی به بلاهای تو آموخته باد
جگر خسته ز پیکان تو گر پاره شودهم از آن کیش به یک تیر دگر دوخته باد
چون نظر دوخت به هر تیر تو چشم آن همه تیریک به یک، در نظر دوخته اندوخته باد
قیمت بنده چه داند که به صد جان عزیزهم نسیم سر یک موی تو بفروخته باد
تو به رخ شمعی و پروانه جانسوز کمالشمع افروخته پروانه او سوخته باد