گنج

شمارهٔ ۴۰۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ومیداند۷ بیت
دل کجا شد خبرش غمزهٔ او می‌داندمست هرجا که کبابست بو می‌داند
هر پریشانی و آشوب که جان را ز قاستدل دیوانه از آن سلسله مو می‌داند
من از آن سرو که به دیده نشاندم نبرمباغبان قیمت سرو لب جو می‌داند
بار گویند چه خواهد به تو داد از لب خویشمن چه دانم کرم دوست همو می‌داند
بر درت طاقت بیداری من کس را نیستنیست حاجت به گواهم سنگ کو می‌داند
ناصِحا مصلحت من هوس روی نکوستهرکسی مصلحت خویش نکو می‌داند
کرد چون زلف تو با غمزه فرو داشت کمالزآن که بدمستی آن عربده‌جو می‌داند