گنج

شمارهٔ ۴۰۲

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ماورد۷ بیت
دل در طلیت روی به صحرای غم آوردجان بیدهنت رخت بکوی عدم آورد
ما را هوس زلف تو در کوی نو انداختحاجی ز پی حلقه قدم در حرم آورد
محروم مران از در خویشم که گدا راامید عطا بر در اهل کرم آورد
روزی که بسر وقت من آنی همه گویندشاهیست که در کوی گدائی قدم آورد
فریاد من از غمزه شوخ تو که در دهرآئین جفا کاری و رسم ستم آورد
باد این سر سودا زده خاک ره آن بادکز کوی نو جان در تن ما دم بدم آورد
نقش دل و دین شست کمال از ورق جانتا وصف خط و خال بتان در قلم آورد