شمارهٔ ۴۰۳
دل ز داروخانه دردت دوا دارد امیدشربت خاصی از آن دارالشفا دارد امید
هر کسی دارد از آن حضرت تمنای عطامفلس عشق تو تشریف بلا دارد امید
جان و دل تا ذوق آن جور و ستم دریافتنداین ستم دارد توقع آن جفا دارد امید
کشته شمشیر غم یعنی شهید عشق رازندگی این بس که از تو خونبها دارد امید
دارم امیدی که یابم بر بساط قرب راهاین گدا بنگر که وصل پادشا دارد امید
بر سر راه طلب شد خاک چشم انتظارهمچنان از خاک پایت تونیا دارد امید
دولت بوسیدن پایت نمی یابد کمالبا چنین کوتاه دستی مرحبا دارد امید