گنج

شمارهٔ ۳۹۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انکشید۷ بیت
دلبر چه زود خط به رخ دلستان کشیدخطی چنان لطیف به ماهی توان کشید
نقاش صنع صورت خوب تو مینگاشتچون نقش بست خط تو چست و روان کشید
مویی که در سر قلم نقش بند بودنقش دهان تنگ تو گویی بد آن کشید
چشمت چه خوش کشید به ابرو کمان حسنبیمار بود طرفه چگونه کمان کشید
بر پایِ نازکت ز سرم سایه‌ای فتادمجروح شد که بار گرانی چنان کشید
خواهم نخست بر سر زلفت فشاند جانوانگه چو باد زلف ترا رایگان کشید
شبها کشید آه و فغان بر درت کمالدرویش هر چه داشت بر آن آستان کشید