شمارهٔ ۳۷۴
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ازکرد۷ بیت
چشمت به سعی غمزه در فتنه باز کردزلفت به ظلم دست تطاول دراز کرد
محمود را چه جرم که شد پای بند عشقآن فتنه ها همه سر زلف ایاز کرد
گویند ناز پر بېرة مهر و عشق منشد بیشتر بروی تو چندان که ناز کرد
من در زمانه پایه و قدری نداشتمسودای قامت تو مرا سرفراز کرد
روی تو برد از دلم اندیشه بهشتناز تو از نعیم مرا بی نیاز کرد
رفتم بر طبیب که پرسم علاج دردچون ناله ام شنید روان در فراز کرد
ننشست بر وجود ضعیفت مگس کمالاز تار عنکبوت مگر احتراز کرد