شمارهٔ ۳۷۰
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انبگذرد۷ بیت
جمع باش ای دل که این وقت پریشان بگذردگرچه مشکل مینماید لیک آسان بگذرد
چشم یعقوب از نسیم پیرهن روشن شودوز سر یوسف بلای چاه و زندان بگذرد
هیچ حالی را بقایی نیست بی صبری مکنچون شب صحبت دراید روز هجران بگذرد
شاخ امیدت شود سر سبز و روی عیش سرخباز در جوی مودت آب حیوان بگذرد
در غم و شادی بباید ساختن با روزگارزانکه از دور زمان هم این و هم آن بگذرد
تازه گردد باغ عیشت از نسیم اعتدالبوی جانبخش بهار آید زمستان بگذرد
ای کمال از غربت و حرمان مشو غمگین که زودمحنت غربت نماند ذل حرمان بگذرد