شمارهٔ ۳۷۱
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اید۵ بیت
جهان بخواب و دمی چشم من نیاسایدچو دل بجای نباشد چگونه خواب آید
غلام نرگس دلربای خودمکه کشته بیند و بخشایشی نفرماید
چو مایه هست زکاتی بده گدایان راکه نیکویی و جوانی بکس نمی باید
کسی در دل شب خواب بیغمی کردستبر آب دیده بیچارگان نبخشاید
بر غم دشمن بدگو کمال دلشده رابکش مگو که بخون دست من بیالاید