گنج

شمارهٔ ۳۵۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ردنباشد۷ بیت
بیزارم از آن دل که درو درد نباشدهر دل که بترسد ز بلا مرد نباشد
یاران مرا درد من بی سرو پا نیستدشمن به از آن دوست که همدرد نباشد
گر هست غباری ز دلت پاک فرو شویکأنینه همان به که بر او گرد نباشد
قدر می و معشوق و خرابات چه داندآنکس که چو من میکده پرورد نباشد
جنت نروم نا رخ زیباش نبینمفردوس چکار آید اگر ورد نباشد
چون شمع هر آنکس که بود سوخته عشقبی دیدهٔ گریان و رخ زرد نباشد
دلگرمی مستان ز غزلهای کمال استآری نفس سوختگان سرد نباشد