گنج

شمارهٔ ۳۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابرا۷ بیت
دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب راشرمنده ساختی همه روز آفتاب را
تیغ ترا چه حاجت رخصت به خون ماستبر خلق تشنه حکم روانست آب را
بینم دو چشم مست تو بیمار سرگراناین است شیوه مردم بسیار خواب را
دل سوخت در سماع و نمی ایستد ز چرخرقصی ست گرم بر سرآتش کباب را
ای پرده دار حال دلم بین و عرضه داربا شهریار قصه شهر خراب را
عاشق کشی ثواب بود در کتاب عشقآن شوخ هم ز دست نداد این ثواب را
گفتی مگر به صورت من عاشقی کمالصورت ندیده چون بنویسم جواب را