شمارهٔ ۳۶
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: سرا۷ بیت
سیری نبود از لب شیرین تو کس راکس سیر ندید از شکر ناب مگس را
نالان به سر کوی تو آییم که ذوقی استدر قافلهی کعبه روان بانگ جرس را
با صبح بگویید که بیوقت مزن دمامشب شب وصل است؛ نگه دار نفس را
زلف تو که شبرو شده زو زاهد و عابداز خرقه پشمینه غنی ساخت عسس را
خواهم که نهم آینهای پیش رقیباندر چشم خسان تا فکنم این همه خس را
نگذاشت که خال رخ او بنگرد این چشماین خوان خلیل است چه تنگیست عدس را
چون دید کمال آن سر کو، ترک وطن کردبلبل چو چمن دید، رها کرد قفس را