شمارهٔ ۳۴۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اریمیکند۷ بیت
بر عزیزان غمزهٔ شوخ تو خواری میکندغمزهٔ تو خواری و زلف تو باری میکند
در ملاک عاشق بیچاره چشم و زلف تواین یکی بیصبری و آن بیقراری میکند
اگر نماید خوبرو جور و کند صد دشمنیمهربانی مینماید دوستداری میکند
عاشق دیدار را دیدار آرد در خروشعندلیب از شوق گل فریاد و زاری میکند
خاک را هم من به من گر بگذری آن لطف تستآب را بر خاک لطف خویش جاری میکند
چون ز پیشم میروی جان میسپارم من به غمهر کرا شد عمر لابد جانسپاری میکند
گرچه بود اول گدای شهر ما اکنون کمالتا به آن به کرد پاری شهریاری میکند