شمارهٔ ۳۲۹
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انشد۷ بیت
باز عید آمد و لبها ز طرب خندان شدشادی عید پدیدار تو صد چندان شد
ماه در عید نپوشد رخ و باشد پیداپرده برگیر که دیگر نتوان پنهان شد
ابرویت داد به مردم ز مه عید نشانهمه را چشم به نظاره او حیران شد
هر که دیدت چو مه عید شب از گوشه باممست چون چشم تو در خانه خود غلتان شد
پسته هر عید گران بودی و بادام به قدراز لب و چشم تو این عید همه ارزان شد
عادت این است که در عید نخستین بکشدغمزه را از چه به نا کشتن ما فرمان شد
صبر تا عید دگر چون نتوانست کمالکرد عید دگر و بر در او قربان شد